ورود به حساب
مجله تخصصی اقلیمامجله تخصصی اقلیما
اطلاعیه نمایش بیشتر
تغییر اندازه فونتآآ
  • فصلنامه اقلیما
  • ویژه‌نامه اساس ملت
  • دفتر مطالعات جنسیت و جامعه
  • خرید اشتراک
خواندن: جهان امروز به زنان خشمگین‌تری نیاز دارد
مجله تخصصی اقلیمامجله تخصصی اقلیما
تغییر اندازه فونتآآ
Search
  • صفحه اصلی
  • فصلنامه اقلیما
  • ویژه‌نامه اساس ملت
یک حساب کاربری دارید؟ ورود به حساب
ما را دنبال کنید
  • تبلیغات
  • ارتباط با ما
  • بوک مارک های من
© 2022 Foxiz News Network. Ruby Design Company. All Rights Reserved.
مجله تخصصی اقلیما > ترجمه > جهان امروز به زنان خشمگین‌تری نیاز دارد
ترجمه

جهان امروز به زنان خشمگین‌تری نیاز دارد

برای عبور از عصر بی‌تفاوتی، نیازمند پادزهری روحانی هستیم.

74 Views
بدون دیدگاه
3
12 دقیقه مطالعه
اشتراک گذاری
  • فرح الشریف

    دکترای مطالعات اسلامی دانشگاه هاروارد

در بسیاری از فرهنگ‌ها، زنِ گمنام «زنِ فداکار و ایثارگر» ستوده و تقدیس می‌شود. بااین‌حال، حتی این مسیرِ ازخودگذشتگی نیز گاه زنان را به قربانیانِ بازتولیدشوندة‌ جامعه بدل می‌کند. بسیار رخ می‌دهد که زنان، خود را در کار، فرزندان یا خانه دفن می‌کنند و تحققِ معنویِ خویش را به تعویق می‌اندازند. در چنین تصویری، گمنامی گویی طبیعی‌ترین وضعیتِ زنانه است؛ حالتی که انگار بُعدی وجودی دارد. گویی دفن‌شدن در ناشناختگی، به شیوه‌ای آموخته‌شده از زیستن بدل شده است.

در معنای اصیل، گمنامی یک وضعیتِ درونی و شریف است: رهایی از نیازِ دائمی به تأییدِ دیگران. از این منظر، زن می‌تواند آموزش دهد، بنویسد، رهبری کند یا آشکارا خدمت کند و درعین‌حال در ساحتِ درونی، همچنان «گمنام» بماند؛ یعنی خود را نبیند و تنها خدا را ببیند.

زنان آن‌قدر به‌سببِ صبوری ستوده شده‌اند که خودِ رنج‌کشیدنِ آنان رنگی رمانتیک و قدسی یافته است. اما این تقدیس، در بسیاری موارد، به تحریف می‌انجامد. در این تحریف، از «زنِ فداکار» انتظار می‌رود درد را بی‌اعتراض تحمل کند، بی‌آنکه خود ترمیم شود به مراقبت ادامه دهد، و نابسامانی و بی‌عدالتی جهان را ببخشد و نادیده بگیرد، بی‌آنکه هرگز حقی بازستاند. این، انحراف است. این‌گونهِ توقعاتِ افراطیِ فرهنگی برای ایفای نقشِ زنِ «مطیع» و بلاکش، نه مقدس است و نه نبوی؛ بلکه صرفاً نوعی استثمارِ تقدیس‌شده در پوششِ تقوا، فضیلت و صبر است.

بااین‌همه، بسیاری از زنانِ امتِ من اساساً چنین مجالی ندارند که در خلوت ناپدید شوند و سپس نوساخته بازگردند. آنان ناگزیرند در میانه‌ فاجعه شکوفا شوند؛ از دلِ ویرانی برخیزند، پیش از آنکه روحشان فرصتی برای نفس‌کشیدن یا سوگواری پیدا کند. زنانی که تحت آزارند. زنانی که استثمار شده‌اند. زنانی که در وضعیتِ نسل‌کشی زندگی می‌کنند. زنانی که زندانی و در زنجیرند. بی‌شمار زن، به‌معنای واقعی کلمه، زیر آوارِ خشونتِ دولت‌های ضدّمسلمان دفن شده‌اند.

به مادرانِ بی‌شمارِ فلسطین، ایران، لبنان و سودان فکر می‌کنم که هر روز شوهران و فرزندانشان را به خاک می‌سپارند و همراه آنان، تکه‌هایی از روحِ خود را نیز دفن می‌کنند. به همه‌ زنانی فکر می‌کنم که این جهانِ ستمگر بر آنان ستم کرده است. تا کی باید بارِ طردشدن از سوی جهانیان را بر دوش بکشند؟ اصلاً به‌رسمیت‌شناختنِ «روز مادر» چه معنایی دارد، وقتی مادران با زخم‌های فرسودگیِ روانی، حاصلِ زیستن در جهانی وارونه و غیراخلاقی، نشان‌دار شده‌اند؟

از ایران تا تگزاس، زنِ مسلمان به صحنه‌ای بدل شده است که جوامعِ مدرن، عمیق‌ترین اضطراب‌های خود درباره‌ سکولاریسم، خودمختاری را بر آن فرافکنی می‌کنند. قرن‌هاست که او در مرکزِ میدانِ نبردی تمدنی و آمیخته با استعمار قرار گرفته است. استعمارگر، شیفته‌ نجات‌دادنِ او، برهنه‌کردنِ او و کشتنِ اوست. از سوی دیگر، همه‌ سرخوردگی‌ها، ناتوانی‌ها و اضطراب‌های پسااسـتعماریِ درونِ جهانِ اسلام نیز، چون لباسی از تروما و ناامنی، بر وجودِ او آویخته شده است.

اما واقعیتِ معکوس و نادیدنی این وضعیت آن است که زنِ مؤمنِ ریشه‌دار، آینه‌ای از حقیقت است؛ آن‌قدر نیرومند که می‌تواند تعادلِ جهان را بازگرداند. زنانِ مسلمانِ بی‌باک، همان طبقه‌ای هستند که محفلِ اپستین بیش از هر چیز از آن می‌ترسد؛ زیرا آنان یادآورِ نهاییِ وظایفِ جمعیِ فراموش‌شده در قبالِ شرافت و ابتدایی‌ترین وجوهِ انسانیت‌اند. او شاهد است. او نماینده‌ پیوندِ زمین و آسمان است: سختی و لطافت؛ احساس و عقلانیت. او نگه‌دارنده‌ تعادلی است که این جهانِ زخمی، با تمامِ وجود، در طلبِ آن است. برخی این نیرو را «امرِ زنانه‌ مقدس» می‌نامند. فارغ از نامش، آنچه من «زنانگیِ حاکم» می‌نامم، حقیقتاً نیرویی مدفون است: قدرتی که زیرِ فشارِ تاریخ خفه شده، اما آرام‌آرام خود را برای ریشه‌دواندن و آفریدنِ جهانی متفاوت آماده می‌کند.

زنانگیِ حاکم نه بر شورش علیه مردانگی بنا شده و نه بر میلِ مدرن به محوِ تفاوت‌های زن و مرد. بلکه از نزدیکی به شریعت، به‌مثابه‌ سرچشمه‌ کرامت، و از صفاتِ الهی‌ای پدید می‌آید که حیات را حفظ می‌کنند، عدالت را ضروری می‌سازند و انسان را در جهان‌شمول‌های رحمت، کرامت و مسئولیتِ اخلاقی ریشه‌دار می‌کنند.

پیشوایانِ این زنانگیِ حاکم، مادرانِ گرامیِ ما هستند. اغلب فراموش می‌شود که یکی از کسانی که بیش‌از همه به پیامبر ﷺ شباهت داشت، دخترِ او بود: فاطمه‌ زهرا، آن مادرِ درخشانِ مؤمنان، حاملِ تبارِ اهل‌بیت و بانوی اهلِ بهشت. درباره‌ او می‌گفتند: «راه‌رفتنش دقیقاً مانند رسولِ خدا بود.» فاطمه، هم به‌صورتِ استعاری و هم واقعی، ادامه‌ زنانه‌‌ی گام‌های پدرش بود. او در این جهان، درست همان‌گونه حرکت می‌کرد که پیامبر ﷺ حرکت می‌کرد.

این چارچوب، زنان را از هیاهویِ انتظاراتِ فرهنگی، تروماهای سیاسی و افراطِ مادی دور می‌کند و به جهانِ زنانگیِ نبوی فرامی‌خواند: نیروی حیاتیِ فراموش‌شده و شیوه‌ای آغازین از بودن، در جهانی که به‌دستِ قدرتِ عریان فاسد شده است. او زرهی متافیزیکی بر تن دارد؛ زرهی چنان نیرومند که نابودشدنی نیست. اما برای زنانِ فلسطینی و زنانِ جنگاورِ نور، این زره معنایی استعاری ندارد؛ آنان در بیابانِ قرنِ بیست‌ویکم، به‌تنهایی زرهِ نبوی را بر دوش می‌کشند، در زمانی که گویی تمامِ جهان تسلیم شده است.

زنانِ فلسطینی سال‌ها بارهایی غیرقابل‌تحمل را بر دوش کشیده‌اند، اما اغلب در کنارِ مردانی که همراهِ آنان خون دادند، کنارِ آنان دفن شدند و با هم از تسلیم‌کردنِ سرزمین و کرامتشان سر باز زدند. هم زنان و هم مردان رها شدند و وادار گشتند بارِ وحشت‌هایی را تحمل کنند که هیچ انسانی نباید به‌تنهایی با آن روبه‌رو شود. آنان معنای حقیقیِ «حاکم‌بودن» را از نو تعریف کردند. بنابراین، صهیونیسم و عطشِ آشکارِ آن برای خون، سرچشمه‌ واقعیِ جنگ علیه خانواده‌ مسلمان است، نه جنگ‌های فرهنگیِ آمریکایی. این زنان نه از خلالِ تقابل با مردان، بلکه از رهگذرِ ذوق و شهودِ مستقیمِ حقیقت به این جایگاه رسیده‌اند؛ از طریقِ تکیه‌ درونی بر زرهِ نبویِ خویش و وفاداری به عهدِ فداکاری، صبر، بصیرت و استحکامِ درونیِ تسلیم‌ناپذیر.

از این‌رو، امرِ زنانه‌ مقدس نه یک مقوله‌ صرفاً سیاسی یا فرهنگی، بلکه عهدی متافیزیکی است؛ مسیری برای احیای یک نظامِ اخلاقیِ جامعِ انسانی که در زنجیرِ قربانی‌بودنِ دائمی یا بارهای فرهنگی اسیر نیست. این امر نه در پیِ حذفِ مردان است و نه رقابت با آنان؛ بلکه می‌خواهد در کنارِ مردانگیِ صالح و نبوی، تعادل را بازگرداند؛ جایی که هر یک دیگری را تکمیل و تکریم می‌کند، زیرِ حاکمیتِ خداوند. در این روزِ مادر، باید به‌صورتِ جمعی اعتراف کنیم که در حقِ مادران و خواهرانمان شکست خورده‌ایم؛ زنانی چون نانی آسیه در کشمیر، دکتر عافیه در تگزاس و زنانِ فلسطین. اما فداکاری‌های آنان نه می‌تواند و نه خواهد توانست بی‌ثمر بماند.

آنان نمی‌توانند تا ابد به‌تنهایی بارِ فداکاری را از جانبِ همه‌ ما بر دوش بکشند. آنان به ما یادآوری می‌کنند که ما نیز باید مسئولیتِ مقدسِ خویش را برعهده بگیریم؛ اینکه در مسیرِ شیرزنانِ بزرگِ گذشته و اکنون گام برداریم، امتِ خفته را بیدار کنیم ما به خشم زنانه نیاز داریم و در فرزندانمان و در مردانِ زندگی‌مان الهام کنیم که در این برهه‌ حیاتی و سرنوشت‌سازِ تاریخِ بشر، «حاملِ شهادت» برای آخرین وحی بودن چه معنایی دارد.

چنان‌که ابن‌عطاءالله قرن‌ها پیش گفت: «خود را در گمنامی دفن کن، زیرا آنچه دفن نشود، حقیقتاً رشد نخواهد کرد.» و آنان که بیش از همه این حکمت را دریافته‌اند، زنانِ حاکمِ این روزگارِ بی‌رحمند: زنانی پنهان زیرِ آوار، اندوه، گمنامی و فداکاری، که در وجودشان بذرهای جهانی دیگر را حمل می‌کنند. زیرا خداوند غالباً نوزایی را دقیقاً از همان چیزهایی پدید می‌آورد که دیگران نادیده می‌گیرند یا دور می‌اندازند.

نبرد برای روح اسلام اکنون به اوج خود رسیده است: غزه افشاگر بوده است. هر ریاکار، هر نهاد همدست را رسوا کرد، به افسانه نظم لیبرال «مبتنی بر نیرنگ» پایان داد، هر دروغ لیبرالیسم و ​​حقوق بشر را افشا کرد. خلأ اخلاقی آنقدر فاحش است که باید توسط کسانی که بیشترین مجوز و تجهیزات را برای به ارث بردن آن دارند، پر شود.

و با وجود اینکه او نمادی است که این سیستم از آن بیشترین نفرت را دارد، زن مسلمان ریشه‌دار، نترس و قدرتمند، روشن‌ترین آینه را در برابر این سیستم قرار می‌دهد. این امر زنان مسلمان را نه صرفاً قربانی، بلکه به عنوان کسانی که بیشترین موقعیت را برای ارائه پادزهر قدرتمندی برای همه این ریاکاری نئولیبرالی و فساد اخلاقی دارند، قرار می‌دهد. اما زمانی که در قلمرو استدلال‌های فرهنگی، حقوقی و منطقی گیر افتاده‌ایم، خیلی پیش نخواهیم رفت.

برای مقابله با این تاریکی، هیچ چیز جز یک انقلاب مبتنی بر روح، کافی نیست.

یک تحول درونی، به رهبری نوری که از قلب سرچشمه می‌گیرد. شاید همان خشمی که به زنان آموخته‌اند به‌عنوان «بیش‌ازحد احساسی» سرکوب کنند، در حقیقت، یکی از آخرین نیروهای باقی‌مانده است که قادر به تکان دادن این جهان از بی‌تفاوتیِ پرورش‌یافته‌اش است. شاید زنان خشمگینی که نسل‌هاست زیر فرمان خوش‌برخورد، خونسرد و آرام ماندن دفن شده‌اند، دقیقاً همان چیزی باشند که این عصر بی‌حسی اخلاقی را از هم خواهد پاشید.

باشد که به کوره‌ای چنان سوزان تبدیل شود که این جهان بیمار را شعله‌ور سازد و زمینه را برای تولد جهانی دیگر فراهم کند؛ جهانی که بار دیگر به ما بیاموزد انسان بودن به چه معناست و زیستن با هدفی پیامبرانه به چه معناست.

زنان مسلمان به کار درونی جدی نیاز دارند. باید از بت‌های خودخواهی خود و نیاز مداوم به تأیید بیرونی، از هنجارهای فرهنگی نئوجاهلی یا وضع موجود فاصله بگیرند و مانند مادرانی که در حال حاضر در شرایط غیرقابل تحمل در رباط یا سلول‌های زندان خود زندگی می‌کنند، به ظرف‌هایی برای بیان حقیقت و اجرای عدالت تبدیل شوند

از دلِ مادرانِ فرسوده، سوگوارانِ خاموش، دخترانِ صبور و بیوه‌زنانِ فراموش‌شده، افقی اخلاقی سر برخواهد آورد که هیچ ستمگری قادر به نابودیِ آن نیست؛ جهانی آبیاری‌شده با اشکِ مادرانِ باایمان، صیقل‌خورده در آتشِ رنج، و زاده‌شده از قلب‌هایی مجروح که تسلیم را نپذیرفتند.

پس سلام و درود بر مادران و آموزگارانِ ما، و بر همه‌ مردان، زنان و کودکانِ شهیدِ فلسطین، یمن، ایران، سودان و لبنان؛ آنان که قلب‌های ما را دوباره زنده کردند و ما را از خوابِ غفلت بیدار ساختند تا اولویت‌هایمان را از نو سامان دهیم.

 

 

 

چرا لباس زنان این‌قدر برای امپراتوری‌ها اهمیت دارد؟
مبارزه با حجاب چه معنایی برای استعمار می‌دهد؟
بودن کافی نیست، مهم این است چه کسی از ماندن شما حمایت کند
برچسب ها:انقلابمتعادلمقاومت
مقاله قبلی پای قانون جمعیت کجا می‌لنگد؟
مقاله بعدی مبارزه با حجاب چه معنایی برای استعمار می‌دهد؟
نظر بدهید نظر بدهید

Leave a Review لغو پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

لطفا یک امتیاز انتخاب کنید!

آخرین مطالب

به‌نام زنان به‌کام جنگ
ترجمه
ژوئن 17, 2026
چرا چادری‌ها همه شبیه هم‌اند؟
حجاب
ژوئن 17, 2026
نگرانی ساختگی دونالد ترامپ در مورد زنان
ترجمه
ژوئن 17, 2026
چادر، کافه و توئیتر سابق
نقد مقاله
ژوئن 7, 2026
پای قانون جمعیت کجا می‌لنگد؟
جمعیت
می 27, 2026
رنگ رخسار خبر می‌دهد
امنیت
می 20, 2026
© همه حقوق به دفتر مطالعات جنسیت و جامعه و مجلۀ اقلیما تعلق دارد
Welcome Back!

Sign in to your account

Username or Email Address
Password

رمز عبور خود را فراموش کرده اید؟