ورود به حساب
مجله تخصصی اقلیمامجله تخصصی اقلیما
اطلاعیه نمایش بیشتر
تغییر اندازه فونتآآ
  • فصلنامه اقلیما
  • ویژه‌نامه اساس ملت
  • دفتر مطالعات جنسیت و جامعه
  • خرید اشتراک
خواندن: چرا لباس زنان این‌قدر برای امپراتوری‌ها اهمیت دارد؟
مجله تخصصی اقلیمامجله تخصصی اقلیما
تغییر اندازه فونتآآ
Search
  • صفحه اصلی
  • فصلنامه اقلیما
  • ویژه‌نامه اساس ملت
یک حساب کاربری دارید؟ ورود به حساب
ما را دنبال کنید
  • تبلیغات
  • ارتباط با ما
  • بوک مارک های من
© 2022 Foxiz News Network. Ruby Design Company. All Rights Reserved.
مجله تخصصی اقلیما > ترجمه > چرا لباس زنان این‌قدر برای امپراتوری‌ها اهمیت دارد؟
ترجمه

چرا لباس زنان این‌قدر برای امپراتوری‌ها اهمیت دارد؟

یک تجربهٔ مشترک در ایران، ترکیه، الجزایر و تونس

113 Views
بدون دیدگاه
5
16 دقیقه مطالعه
اشتراک گذاری
  • نسیبه

    نویسنده و خبرنگار

مطمئنم بعضی‌های‌مان وقتی در تیک‌تاک یا اینستاگرام اسکرول می‌کنیم، ویدیوهایی را دیده‌ایم که زنان ایرانیِ دهه‌های ۱۳۴۰ و ۱۳۵۰ شمسی را نشان می‌دهند؛ بی‌حجاب، ” آزاد” و ظاهراً همیشه شاد، با لبخندهای بزرگ و درخشان و آفتاب روی صورتشان. ” چه روزهای باشکوهی”. ” چه عصر آزادی‌ای” — پیش‌از آن‌که، می‌دانید، اسلامِ ظالم همه‌چیز را خراب کند.
البته نه، واقعاً همین‌طور نبود. آن‌ها پاشنه‌بلند می‌پوشیدند، دامن‌های شیک می‌پوشیدند و موهایشان را مرتب می‌کردند. «آزاد» بودند هر طور خواستند لباس بپوشند. و ظاهراً آن‌قدر هم خوشحال بودند! انگار لباس غربی همان چیزی بود که به آن‌ها آزادی داد؛ چیزی که حجاب هرگز نمی‌توانست بدهد، چون حجاب یعنی زندان، کتک، و محرومیت از تحصیل توسط دولت. می‌بینید؟ دقیقاً می‌بینید حجاب چه‌قدر ظالمانه است؟

حالا، می‌خواهم یک لحظه طعنه را کنار بگذارم و مقدمه‌ای بگویم:
در ایران، زنان به‌زور از حجاب خود خارج و به لباس‌های غربی و اروپایی سوق داده شدند؛  آزادی‌ای که شاملِ درآوردنِ روسریِ زنان توسط پلیس در ملأ عام بود. آزادی‌ای که شامل کتک زدن و دستگیری زنان محجبه می‌شد و باعث می‌گشت آنها از ترس و تحقیر، تقریباً هرگز از خانه خارج نشوند. آزادی، یا بهتر بگویم قانون «کشف حجاب» در سال ۱۳۱۴ هجری شمسی که برای مدرن کردن دولت و اروپایی‌تر ساختن آن، حجاب را در سطح ملی ممنوع کرد. اگر اینها اوج آزادی نیست، پس چیست؟

۱. ایران
رضاشاه، پادشاه ایران از ۱۳۰۴ تا ۱۳۲۰، به دولتی مدرن در ایران اعتقاد داشت. بریتانیا تا حد زیادی پشت به قدرت رسیدن او بود تا از منافع خود در منطقه محافظت کند. شاه به غربی‌سازی کشور باور داشت و یکی از ابزارهای این کار، تغییر آداب دینی بود. با اعمال ممنوعیت در سال ۱۳۱۴ معروف به «کشف حجاب»، زنان اجازه نداشتند در ملأ عام روسری یا نقاب بپوشند. این ممنوعیت شامل زنان مسیحی و یهودیِ محجبه نیز می‌شد و گذران زندگی روزمره را برای زنان هر سه دین دشوار می‌ساخت.

رضاشاه برای هدایت ایران به سوی دولتی مدرن‌تر، نه‌تنها حجاب را غیرقانونی کرد، بلکه کد لباس‌های غربی و اروپایی مانند کت، دامن و کلاه را اجباری نمود. زنانی که تمکین نمی‌کردند و بر حقِ ذاتیِ انسانیِ خود برای پوششِ دلخواه و حجاب اصرار می‌ورزیدند، مورد تحقیر عمومی، کتکِ پلیس و کشیده شدنِ روسری در انظار عمومی قرار می‌گرفتند. زنان محجبه از تحصیل و اشتغال محروم شدند. ننگ سنگین و تحقیر عمومی آن‌قدر شدید بود که بسیاری از زنان ایرانی خانه‌نشین و منزوی گشتند.
رضاشاه رویای ایرانِ غربی‌شده را برای «افزایش مشارکت زنان در جامعه» در سر می‌پروراند، اما حاصل کار، طردِ زنان محجبه‌ی مسلمان، مسیحی و یهودی از همان جامعه بود. او در رنج همان زنانی که ادعای آزادی‌شان را داشت، شریک شد. به‌دلایلی، هر زمان ایده‌آلی غربی یا اروپایی باشد، یک ایده‌آل بلندپروازانه و مثبت تلقی می‌شود، مهم نیست چه هزینه‌هایی در این راه پرداخت شود.

چرا اروپا و غرب به عنوان معیاری برای پیشرفت به کار می‌روند؟
ماجرا به همین جا ختم نمی‌شود. در سال ۱۳۳۲، آمریکا و بریتانیا نقش عمده‌ای در تثبیت قدرت محمدرضا پهلوی (پسر رضاشاه) از طریق کودتایی به نام «عملیات آژاکس» ایفا کردند. این کودتا به معنای برکناری رهبر منتخب دموکراتیک، محمد مصدق، بود. در زمان حکومت شاه، حجاب – اگرچه به صراحت ممنوع نبود – همچنان به شدت نامطلوب و همراه با ننگ بود. مداخله‌ی خارجی برای منافع شخصی، چه بخواهد و چه نخواهد، نقشی ویرانگر برای دین و زنانِ حجاب‌دار ایفا می‌کند.

۲. ترکیه
مصطفی کمال آتاتورک، رئیس‌جمهور ترکیه از ۱۹۲۳ تا زمان مرگش در ۱۹۳۸، شخصیت قدرتمند دیگری بود که آداب و رسوم اروپایی را تحسین می‌کرد. به‌ویژه، «لائیسیته» فرانسه یا اصل سکولاریسم در فرانسه را می‌ستود.
برخلاف ایران، آتاتورک حجاب را در ترکیه قانوناً ممنوع نکرد، اما به‌شدت آن را دلسرد کرد، زیرا معتقد بود که حجاب از سکولاریزه و مدرن شدنِ ملت می‌کاهد. زنان محجبه به ویژه در عرصه‌های عمومی و نهادی با فشار زیادی روبرو شدند، زیرا حجاب مفاهیمی از «عقب‌ماندگی» را تداعی می‌کرد که آتاتورک در پی برچیدنِ آنها بود.

چرا وقتی زنی لباس غربی یا اروپایی می‌پوشد، برچسب «رهایی‌یافته» و «آزاد» می‌خورد، اما اگر حجاب را انتخاب کند، زنگ‌های «عقب‌ماندگی» را به صدا درمی‌آورد؟ آیا خودمختاری زنان به اروپایی بودن آنها گره خورده است؟
مانند رضاشاه، همسر آتاتورک، لطیفه خانم، در موقعیت‌های متعددی بی‌حجاب ظاهر شد تا نماد اصلاح پوشش و پذیرش ارزش‌های غربی باشد و زنان را به همان کار تشویق کند. این پیام تکراری وجود دارد که تا زمانی که زنان خود را نشان دهند، راه را برای رهایی و آزادیِ زنان هموار می‌کنند. این توهم که حجاب مانع آن آزادی می‌شود.
آنها از درک یک چیز عاجزند، تنها چیزی که مانع آزادی زنان حجاب‌دار می‌شود، خودشان هستند: تعصبات، پیش‌داوری‌ها و تصورات از پیش‌ساخته‌ی آنها که کنش‌هایشان را شکل می‌دهد و به زنان مسلمان آسیب می‌زند.

۳. الجزایر تحت استعمار فرانسه
درطول جنگ استقلال الجزایر، استعمارگران فرانسوی زنان را به بی‌حجابی سوق دادند تا این ایده را ترویج کنند که آنها در حال «آزاد کردن» زنان الجزایری هستند. پوستری که مشاهده می‌کنید نمونه‌ی آشکاری از پروپاگاندا است؛ پوستری که زنان را به ظاهرشان گره می‌زند، چرا که به طور بلاغی از زنان می‌پرسد: «آیا زیبا هستید؟» و اگر هستید، «خود را نشان دهید». این پوستر این ایده را تحمیل می‌کند که تنها چیزی زنان می‌توانند به جامعه عرضه کنند، زیبایی آنهاست و حجاب به چهره‌ی «آزادی» و «رهایی» زنان خیانت می‌کند.
همچنین بوی ناخوشایندی از تمرکز بر «نگاه مردانه» در این پوستر به مشام می‌رسد. استعمارگران، بالاخره، مرد بودند و از جایگاه قدرتی خود برای تطمیع و وادار کردن زنان به انجام خواسته‌شان برای لذت‌های مردانه استفاده می‌کردند. باز هم، آنها در مورد آزاد کردن زنان الجزایری چه می‌گفتند؟

در پوستر می‌بینیم که زن سمت راست صورت بی‌نقاب، آرایش کرده و زیبا دارد، بنابراین به وضوح بیشتر از زن سمت چپ «آزاد» است؛ گویی او را به آزادی و رهایی دعوت می‌کند. یا شاید این یک تصویرِ قبل و بعد است؛ با «بعد»هایی که عبارت‌اند از بی‌حجابی کامل و هتک حرمتِ بعدیِ زنان مسلمان الجزایری.
هر روبندی که کنار می‌رفت، افقی را به روی چشمان استعمارگران می‌گشود که تا آن زمان ممنوع بود و گوشت الجزایر را لایه به لایه در برابرشان عریان می‌ساخت. پرخاشگری اشغالگر – و در نتیجه امیدهایش – هر بار که چهره‌ی جدیدی آشکار می‌شد، ده برابر می‌گشت. هر زن الجزایریِ تازه بی‌حجاب، به اشغالگر خبر می‌داد که جامعه‌ی الجزایری که نظام‌های دفاعیش در حال از هم پاشیدن است، گشوده و شکسته شده است. هر روبندی که می‌افتاد، هر بدنی که از آغوش سنتی «هایک» آزاد می‌شد، هر چهره‌ای که خود را به نگاه جسور و بی‌صبر اشغالگر عرضه می‌کرد، بیانگر منفیِ این حقیقت بود که الجزایر شروع به انکار خود کرده و تجاوز به استعمارگر را می‌پذیرد. به نظر می‌رسید جامعه‌ی الجزایر با هر روبندی که رها می‌کرد، تمایل خود را برای حضور در مدرسه‌ی ارباب ابراز می‌داشت و تصمیم می‌گرفت عادات خود را به دستور و تحت حمایت اشغالگر تغییر دهد.

زنان مسلمان الجزایری برای انجام یک مراسم نمادین در ۱۳ مه ۱۹۵۸ در تظاهرات «رهایی» از پدرسالاری، باید بی‌حجاب می‌شدند. گویا این رویداد، الهام‌بخش نوشته‌های فرانتس فانون در بالا بوده است. زنان مسلمان الجزایری نه‌تنها مجبور به بی‌حجابی شدند، بلکه مورد تجاوز استعمارگران نیز قرار گرفتند. همان استعمارگرانی که ادعا می‌کردند باید این زنان «آزاد» شوند، با بی‌جرأتی تمام، در یک نفس به همان زنان تجاوز کردند.

چرا این وسواس سوزنده برای دیدنِ زنانِ پشتِ حجاب، و ستم بر آنها اگر نتوانند خود را نشان دهند؟ چرا وانمود به خیرخواهی برای این زنان می‌کنید و سپس به آنها تجاوز می‌کنید؟
تحلیل فانون از اشتیاق فرانسوی‌ها برای بی‌حجاب کردن زنان، در درک اهمیت سیاسی اثر دلاکروا به ویژه مرتبط است. دلاکروا با نفوذ و کشف حجاب در نقاشی خود از درون یک حرمسرا، توانست زنان مسلمان بی‌حجاب را نشان دهد و بدین ترتیب در اوایل فتح الجزایر به قلب جامعه‌ی الجزایر نفوذ کند. در واقع، نفوذ به حرمسرا نشانه و نتیجه‌ی قدرت امپراتوری فرانسه بود (تاد پورترفیلد، «جذابیت امپریالیسم»، ۱۹۹۸).

اوضاع بدتر هم می‌شود…
وقتی یک استعمارگر می‌خواهد مردمانی را که تسخیر کرده، با تجاوز به زنانشان – و نه فقط زنان، بلکه مردان و کودکانشان – در هم بشکند، در حالی که ادعای «آزاد کردن» آنها را دارد، آدم سطح بدخواهی او را می‌بیند.
با ادامه‌ی این انحراف به قله‌های بالاتر، مجموعه‌ای از کارت‌پستال‌های فرانسوی از زنان الجزایری در اوایل قرن بیستم تولید شد. تصاویر روی آنها، زنان جوان الجزایریِ محجبه‌ای را در خانه‌هایشان نشان می‌داد که به تدریج بی‌حجاب می‌شدند. افزون بر این، آنها همچنین شامل زنانی نیمه‌برهنه یا نیمه‌محجبه بودند که «بدین ترتیب فانتزی مردان فرانسوی از زن شرقی و دیوار دست‌نیافتنی که حجاب نشان می‌داد را بازتاب می‌کرد.»
وقتی مردان استعمارگرِ قرن‌ها پیش، زنان مسلمان الجزایری را به عنوان موجوداتی با جذابیتِ عجیب‌وغریب می‌دیدند – صرفاً چیزی که مشتاق دیده شدن در زیر حجاب بودند – جای تعجب نیست که زنان را مجبور به کشف حجاب کردند، حیا را تضعیف نمودند، نظام‌های جنسیِ ظالمانه ایجاد کردند و به آنها تجاوز نمودند. دیگر در این باره که چرا حجاب به نماد مقاومت در برابر استعمار تبدیل شده است، سوالی باقی نمی‌ماند. این قدرت در تواناییِ تصمیم‌گیری در مورد اینکه چه کسی به آنها دسترسی دارد و چه کسی نه، نهفته است. مردان ستمگر هرگز آن را دوست ندارند که زنان از اختیار خود برخوردار باشند.
«این زن، که می‌بیند بدون آنکه دیده شود، استعمارگر را ناامید می‌کند.» — فرانتس فانون

۴. تونس تحت استعمار فرانسه
فرانسه از ۱۸۸۱ تا ۱۹۵۶ تونس را مستعمره کرد. استعمارگران فرانسوی، مانند الجزایر، حجاب را به عنوان نماد عقب‌ماندگی به تصویر کشیدند که زنان تونسی را به چیزی تبدیل می‌کرد که باید توسط اروپایی‌ها نجات داده شود استعمار فرانسه در شمال آفریقا اغلب به ایده‌ی «ماموریت تمدن‌سازی» گره خورده است. البته، این شامل طرد حجاب نیز می‌شود.
مقامات استعماری فرانسه به‌شدت لباس‌های اروپایی را تشویق می‌کردند تا نشانه‌ی مدرنیته باشد، در حالی که حجاب بدنام می‌شد و کارزارهای عمومیِ بی‌حجابی، پوشش سنگین رسانه‌ای دریافت می‌کردند. البته، در کنار این نشانه‌های فضیلت‌نمایی، آنها مرتکب جنایات تجاوز، شکنجه و انبوهی از جنایات دیگر شدند. یک چیز ثابت می‌ماند: خشونت جنسی علیه زنان مسلمان محجبه. همه‌ی اینها به وسواس تاریخی استعمارگران فرانسوی با بدن زنان مسلمان بازمی‌گردد.

«تلاش‌های مقامات فرانسوی برای کنترل کردن بدن زنان مسلمان، ریشه در تاریخ استعمار، به‌ویژه در مغرب دارد. عزم فرانسوی‌ها برای «نجات» زنان مسلمان از حجابشان را می‌توان به دوره‌ای ردیابی کرد که در آن، زمین، منابع و نیروی کار مغرب به نام «حمایت از بومیان» و «روشنگریِ» آنها استثمار می‌شد. بی‌حجابی، یک استراتژی در این «پروژه‌ی روشنگری» بود که حجاب را با عقب‌ماندگی مرتبط می‌کرد» (جیهن کبسی، «بی‌حجابشان کنید تا نجاتشان دهید: فرانسه و استعمار مداوم بدن زنان مسلمان»، ۲۰۲۱).

سخن پایانی
مهم است که در خشم خود سازگار باشیم و همان وزن خشم را که به زنانی که مجبور به حجاب می‌شوند می‌دهیم، به زنانی که مجبور به بی‌حجابی شده‌اند و هنوز هم می‌شوند نیز بدهیم.
بی‌گمان، کشورهای بیشتری نیز بوده‌اند که در آنها زنان محجبه در معرض خشونت و بی‌عدالتی قرار گرفته‌اند. هیچ شمارشِ مقاله یا کلمه‌ی اقرارآمیزی نمی‌تواند آسیب روحی آنها را جبران کند، اما امیدوارم این نوشته، انحرافِ پشت‌پرده‌ی استعماریِ «آزاد کردنِ» زنان مسلمان را آشکار کرده باشد.
اگرچه ممکن است استعمار دیگر مستقیماً بر جهان اسلام چنگال نیندازد، اما جریان زیرین آن در میان فرهنگ عامه و رسانه‌ها جاری است – جریانی که نشان می‌دهد زنان تنها زمانی در آزادترین حالت خود هستند که هر آنچه از بدن خود را می‌خواهند، نشان دهند. این فضا، یک بیگانگیِ ناگفته را در میان زنان محجبه در جامعه ایجاد می‌کند، و ما خود را در کشمکشی میان خواستنِ درآوردنِ حجاب و مقاومت در برابر آن می‌یابیم.
تاریخ، رسانه و پروپاگاندا آن را چنان کرده‌اند که کنار گذاشتنِ حجاب، امکانِ شبکه‌سازی بیشتر با مردم، گشودگی و دوستی بیشتری را از سوی دیگران به همراه دارد، در مقایسه با هنگامی که حجاب داشته باشید و پوشیده باشید. این یادآوری است – اول و مهم‌تر از همه برای خودم – که ما حجاب را به خاطر دوستان بیشتر یا گرفتنِ شغل نمی‌پوشیم. ما آن را برای هدفی الهی می‌پوشیم، برای بندگیِ خدا. و اینجا روی زمین، حجاب به عنوان سپری در برابر همنشین بد و پرچمی از مقاومت در برابر کالایی شدن زنان عمل می‌کند؛ در برابر استعمار، در برابر واهمه‌زدایی.
حجاب نماد قدرت زن مسلمان است. این یک بیانیه، یک یادآوری و نماد قدرتی است که تاریخ می‌کوشد آن را به عنوان ضعف بازنویسی کند.

 

📝مترجم حانیه زلفی؛ پژوهشگر مطالعات جنسیت

قدرت اجتماعی زن در کشاکش معنای حجاب
نگرانی ساختگی دونالد ترامپ در مورد زنان
چرا چادری‌ها همه شبیه هم‌اند؟
برچسب ها:ترجمهحجابزن ایرانیکشف حجاب
مقاله قبلی موقعیت زینبی؛ فلسفه تاریخ در آیینه یک نقش
مقاله بعدی بودن کافی نیست، مهم این است چه کسی از ماندن شما حمایت کند
نظر بدهید نظر بدهید

Leave a Review لغو پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

لطفا یک امتیاز انتخاب کنید!

آخرین مطالب

به‌نام زنان به‌کام جنگ
ترجمه
ژوئن 17, 2026
چادر، کافه و توئیتر سابق
نقد مقاله
ژوئن 7, 2026
مبارزه با حجاب چه معنایی برای استعمار می‌دهد؟
ترجمه
ژوئن 5, 2026
جهان امروز به زنان خشمگین‌تری نیاز دارد
ترجمه
می 30, 2026
پای قانون جمعیت کجا می‌لنگد؟
جمعیت
می 27, 2026
رنگ رخسار خبر می‌دهد
امنیت
می 20, 2026
© همه حقوق به دفتر مطالعات جنسیت و جامعه و مجلۀ اقلیما تعلق دارد
Welcome Back!

Sign in to your account

Username or Email Address
Password

رمز عبور خود را فراموش کرده اید؟