ورود به حساب
مجله تخصصی اقلیمامجله تخصصی اقلیما
اطلاعیه نمایش بیشتر
تغییر اندازه فونتآآ
  • فصلنامه اقلیما
  • ویژه‌نامه اساس ملت
  • دفتر مطالعات جنسیت و جامعه
  • خرید اشتراک
خواندن: موقعیت زینبی؛ فلسفه تاریخ در آیینه یک نقش
مجله تخصصی اقلیمامجله تخصصی اقلیما
تغییر اندازه فونتآآ
Search
  • صفحه اصلی
  • فصلنامه اقلیما
  • ویژه‌نامه اساس ملت
یک حساب کاربری دارید؟ ورود به حساب
ما را دنبال کنید
  • تبلیغات
  • ارتباط با ما
  • بوک مارک های من
© 2022 Foxiz News Network. Ruby Design Company. All Rights Reserved.
مجله تخصصی اقلیما > زن و جنگ > موقعیت زینبی؛ فلسفه تاریخ در آیینه یک نقش
زن و جنگ

موقعیت زینبی؛ فلسفه تاریخ در آیینه یک نقش

درنگی بر معنای کلان حضور زن در میدان نبرد حق و باطل

146 Views
بدون دیدگاه
3
9 دقیقه مطالعه
اشتراک گذاری
  • مقداد اموری

    پژوهشگر و فعال فرهنگی

مقدمه: تطابق تاریخی؛ کاری سخت و اجتهادی:
تاریخ، این کتاب بزرگ و پرماجرا، همواره صحنه تکرارهاست. خداوند خود فرموده: «تِلْكَ الْأَيَّامُ نُدَاوِلُهَا بَيْنَ النَّاسِ»؛ این روزها را میان مردم می‌گردانیم تا عبرت گیرند. اما فهم این تکرارها و تطابق تاریخی، کاری بس دشوار و اجتهادی است. نمی‌توان به سادگی یک رویداد را بر رویدادی دیگر منطبق ساخت. هر تطابقی نیازمند شناخت همه وجوه، همه نسبت‌ها و همه ظرافت‌هاست.

اما گاه، مسئله از جنس تطابق تاریخی نیست. گاه، پیش از آنکه به سراغ رویدادها برویم، باید از «قواعد عام» سخن گفت؛ از فلسفه تاریخ و قواعد همیشه جاری آن.

نبرد همیشگی حق و باطل؛ زمینه ظهور موقعیت‌ها:
فلسفه تاریخ، از نگاه اندیشه دینی، روایت درگیری دائمی حق و باطل است. نبردی که جبهه‌ها را پیوسته روشن‌تر می‌کند و هر چه به ظهور نزدیک‌تر می‌شویم، تیزتر و آشکارتر می‌گردد. چنان که دیگر نه تنها کسی بی‌موضع نمی‌ماند، که حتی موضع‌های ضعیف نیز باید به کنش و حرکت تبدیل شوند.

این نبرد همیشگی، در تاریخ، یک نقطه کانونی و نمادین دارد: عاشورا. آنجا که حق و باطل در نهایت وضوح، رویاروی هم ایستادند. از همین روست که می‌گوییم «کل یوم عاشورا و کل ارض کربلا». این عبارت، یک ضرب‌المثل ساده نیست؛ تلاشی است برای تبدیل کردن تمام فلسفه تاریخ به یک موقعیت واحد. ما در این نگاه، تمام مسیر را در آینه عاشورا می‌بینیم، بی آنکه از حقیقت تاریخی آن بکاهیم. عاشورا، حادثه‌ای است که در تاریخ رخ داد و تا ظهور ادامه دارد و ما در فضای آن نفس می‌کشیم.

موقعیت زینبی؛ از رویداد تا قاعده:
در این نگاه کلان، «موقعیت زینبی» نیز معنایی فراتر از یک رویداد تاریخی می‌یابد. حضرت زینب کبری (سلام‌الله علیها) در یک مقطع خاص تاریخی زیسته و کنش‌های مشخصی داشته است. اما آنچه از ایشان به جا مانده، فراتر از تاریخ است؛ یک «موقعیت» است، یک «قاعده عام».

موقعیت زینبی، آن لحظه نفسانی و اجتماعی‌ای است که در دل نبرد دائمی حق و باطل شکل می‌گیرد. لحظه‌ای که رنج‌ها و ابتلائات، اوج می‌گیرند؛ ابتلائاتی چون از دست دادن ولی خدا، از دست دادن عزیزان، از دست دادن یاران. این رنج‌ها، زمینه‌ساز یک موقعیت نفسانی ویژه می‌شوند؛ موقعیتی که در آن، کنش جهادی زن به نقطه موضع‌گیری می‌رسد.

این کنش، ویژگی‌هایی دارد: بصیرتی تیز، حکمتی بالغ، بیانی هنرمندانه و خلاقیتی که در دل میدان جوشیده است.

معنای عمیق موقعیت زینبی:
اگر بخواهیم به ژرفای این موقعیت راه یابیم، باید آن را چنین فهم کنیم:
موقعیت زینبی، آن لحظه کلانی است که زن می‌خواهد «عقلانیت معنوی» را وارد معادلات زمینی کند. او می‌خواهد منطق غیرماتریالیستی عالم را – که بر پایه وحی، ایمان و معنویت استوار است – به قواعدی تبدیل کند که در تمام ساحت‌های زندگی جاری و کارآمد باشند.

اوج این موقعیت، آنجاست که «معنویت می‌خواهد در سراسر زندگی جریان پیدا کند». رهبر انقلاب، سه لایه برای معنویت ترسیم کرده‌اند: فکر، علم و زندگی. معنویت ابتدا در فکر شکل می‌گیرد، سپس در علم بسط می‌یابد و نهایتاً باید به لایه زندگی وارد شود. این ورود به لایه زندگی، سخت‌ترین و حساسترین مرحله است.

و این، کاری است زنانه. نه به آن معنا که مردان از آن معافند، بلکه به آن معنا که طینت زن، سرشت زن، جایگاه خلقت او، با این مأموریت عجین است. زن می‌تواند معنویت را چنان با تمام شئون زندگی درآمیزد که دیگر تفکیک آنها ممکن نباشد.

معنویت در همه ساحت‌ها؛ از خانه تا سیاست:
زن در موقعیت زینبی، معنویت را تنها به خانه و خانواده محدود نمی‌کند. او معنویت را به همه جا می‌برد:
در خانه، چنان زیست می‌کند که هر گوشه آن، یاد خدا را زنده کند. در محل کار، چنان عمل می‌کند که کارش عبادت شود. در اجتماع، چنان حضور می‌یابد که حضورش، یادآور ارزش‌های الهی باشد. در سیاست، چنان می‌اندیشد و انتخاب می‌کند که سیاست، از معنویت جدا نشود. در فرهنگ، چنان می‌آفریند که هنرش، آیینه‌ای از حقیقت گردد. در اقتصاد، چنان تولید و مصرف می‌کند که معیشت، با معنویت گره بخورد.

زن در موقعیت زینبی، مرزهای ساختگی میان ساحت‌های زندگی را برمی‌دارد. او نشان می‌دهد که می‌توان هم مادر بود و هم کنشگر سیاسی، هم همسر بود و هم مدیر اجتماعی، هم خانه‌دار بود و هم تأثیرگذار فرهنگی. او اثبات می‌کند که معنویت، نه یک لایه جدا از زندگی، که روح حاکم بر تمام لایه‌های آن است.

زینب؛ تجلی این حقیقت:
زینب کبری (سلام‌الله علیها) تجلی تمام‌عیار این حقیقت است. او در اوج مصیبت، در سخت‌ترین لحظات تاریخ، معنویت را در همه ساحت‌ها جاری ساخت:
در خانواده، دختری وفادار برای پدر، خواهری دلسوز برای برادر، مادری مهربان برای فرزندان. در اجتماع، حضوری تأثیرگذار در کوفه و شام، روشنگر دل‌های خفته. در سیاست، خطبه‌ای در کاخ یزید که اساس حکومت ظلم را به لرزه درآورد. در فرهنگ، بیانی هنرمندانه که پیام عاشورا را برای همیشه تاریخ ماندگار کرد.
خطبه‌های او در کوفه و شام، تجلی حکمت بالغ و بیان هنرمندانه‌ای بود که از بصیرتی تیز سرچشمه گرفته بود. او در دل کاخ ستمگر، در دل بازار، در دل اجتماع، چنان معنویت را فریاد زد که تاریخ تا ابد وامدار اوست.
اما این، تنها یک روایت تاریخی نیست. این، یک قاعده است. زن در هر عصر و زمانی می‌تواند زینب‌وار، معنویت را به تمام ساحت‌های زندگی بیاورد.

بیشترین ظهور و بروز؛ آنجا که معنویت وارد زندگی می‌شود:
بیشترین ظهور و بروز موقعیت زینبی، آنجاست که معنویت می‌خواهد از لایه فکر و علم فراتر رود و وارد لایه زندگی بشود. این لحظات، حساسترین آنات تاریخند. لحظاتی که اسلام ناب، باید در متن تمام شئون زندگی مردم جاری شود.

در این لحظات، زن بیشترین امکان را می‌یابد. او می‌تواند پلی شود میان آسمان و زمین، میان معنویت و تمام ساحت‌های زندگی. او می‌تواند خدا را چنان به متن خانه، بازار، دانشگاه، مجلس و میدان بیاورد که دین، از محدوده مسجد و محراب فراتر رود و در همه جا حضور یابد.

این، خلاقیتی است که در دل میدان جوشیده است. نه از سر تکلیف خشک و بیروح، که از سر بصیرتی تیز و حکمتی بالغ و بیانی هنرمندانه. زن در این موقعیت، نه فقط یک کنشگر، که یک آفریننده است؛ او زندگی را آنگونه که باید باشد، در همه ساحت‌هایش می‌آفریند.

موقعیت زینبی، موقعیت ماست:
پس، موقعیت زینبی را باید «کلان فهمید». نه فقط به مثابه یک رویداد در گذشته، که به مثابه یک قاعده عام در فلسفه تاریخ. قاعده‌ای که می‌گوید: در نبرد دائمی حق و باطل، لحظاتی پیش می‌آید که زن، در اوج رنج و ابتلا، با بصیرت و حکمت و بیانی هنرمندانه، مأموریت می‌یابد تا معنویت را به سراسر زندگی بیاورد.

این مأموریت، با سرشت زن عجین است. زن، به خلقت خود، برای این کار آفریده شده است. او می‌تواند معنویت را چنان در لایه‌لایه همه ساحت‌های زندگی بنشاند که زندگی، سراسر نور شود.

موقعیت زینبی، موقعیت ماست. موقعیت زن مسلمانی که در میدان نبرد حق و باطل، با همه داشته‌هایش می‌ایستد تا خانه، بازار، دانشگاه، مجلس و میدان، همه و همه سرشار از معنویت گردد. این، نه یک وظیفه عارضی، که یک هویت است. هویت زنی که به خلقت خود، برای جاری ساختن معنویت در تمام شئون زندگی آفریده شده است.

بازی در زمین مرد غربی!
ارجاع به زینب، احضار زینب و الحاق به زینب
زنان در کفه سنگین‌تر جنگ می‌جنگند!
برچسب ها:حضرت زینبمعنویت
مقاله قبلی ای پیامبر آیات حجاب سیاسی را بخوان!
مقاله بعدی چرا لباس زنان این‌قدر برای امپراتوری‌ها اهمیت دارد؟
نظر بدهید نظر بدهید

Leave a Review لغو پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

لطفا یک امتیاز انتخاب کنید!

آخرین مطالب

به‌نام زنان به‌کام جنگ
ترجمه
ژوئن 17, 2026
چرا چادری‌ها همه شبیه هم‌اند؟
حجاب
ژوئن 17, 2026
نگرانی ساختگی دونالد ترامپ در مورد زنان
ترجمه
ژوئن 17, 2026
چادر، کافه و توئیتر سابق
نقد مقاله
ژوئن 7, 2026
مبارزه با حجاب چه معنایی برای استعمار می‌دهد؟
ترجمه
ژوئن 5, 2026
جهان امروز به زنان خشمگین‌تری نیاز دارد
ترجمه
می 30, 2026
© همه حقوق به دفتر مطالعات جنسیت و جامعه و مجلۀ اقلیما تعلق دارد
Welcome Back!

Sign in to your account

Username or Email Address
Password

رمز عبور خود را فراموش کرده اید؟