ورود به حساب
مجله تخصصی اقلیمامجله تخصصی اقلیما
اطلاعیه نمایش بیشتر
تغییر اندازه فونتآآ
  • فصلنامه اقلیما
  • ویژه‌نامه اساس ملت
  • دفتر مطالعات جنسیت و جامعه
  • خرید اشتراک
خواندن: مبارزه با حجاب چه معنایی برای استعمار می‌دهد؟
مجله تخصصی اقلیمامجله تخصصی اقلیما
تغییر اندازه فونتآآ
Search
  • صفحه اصلی
  • فصلنامه اقلیما
  • ویژه‌نامه اساس ملت
یک حساب کاربری دارید؟ ورود به حساب
ما را دنبال کنید
  • تبلیغات
  • ارتباط با ما
  • بوک مارک های من
© 2022 Foxiz News Network. Ruby Design Company. All Rights Reserved.
مجله تخصصی اقلیما > ترجمه > مبارزه با حجاب چه معنایی برای استعمار می‌دهد؟
ترجمه

مبارزه با حجاب چه معنایی برای استعمار می‌دهد؟

نقل قول‌هایی از کتاب «استعمار در حال مرگ» اثر فرانسیس فانون

70 Views
بدون دیدگاه
4
10 دقیقه مطالعه
اشتراک گذاری
  • The Pomegranate Journal

    مجله‌ی انار

فرانسوی‌ها با زنان مسلمان مشکل دارند. این مشکل نه جدید است و نه نامحسوس. این یک وسواس چند صد ساله است، یک نیاز بیمارگونه برای کنترل بدن زنان مسلمان، میراثی که از امپراتوری‌ها و انقلاب‌ها بیشتر دوام آورده است. امروزه این وسواس پشت لفاظی‌های آزادی، برابری، برادری و لائیسیته پنهان شده است. اما بیایید روشن باشیم: استدلال فرانسه برای سکولاریسم و ​​برابری هرگز قانع‌کننده نبوده است. اگر بخواهیم صادق باشیم، قوانین و لفاظی‌های ضدحجاب، فقط نتایج معکوس به‌ بار آورده است: خشم و تفرقه، ریاکاری ملتی را آشکار کرده است که ادعا می‌کند حامی آزادی است، درحالی‌که زنان را در آنچه می‌خواهند بپوشند، تحت نظر دارد.

گذشته استعماری:

برای فهم این وسواس، باید به گذشته‌ی استعماری فرانسه برگردیم. همان‌طور که در پست‌های قبلی‌ام گفته‌ام، فرانسوی‌ها فقط به اشغال سرزمین‌ها قانع نبودند؛ می‌خواستند بر همه‌ی جنبه‌های زندگی تسلط پیدا کنند. و شاید هیچ چیز به اندازهٔ اصرارِ خشونت‌آمیزشان بر موضوع حجاب، نماد این میل به سلطه نبود. فرانسوی‌ها نه به‌دنبال آزاد کردن زنان مسلمان، بلکه به دنبال شکستن آنها و جدا کردنشان از ریشه‌های مذهبی و فرهنگی‌شان بودند. آنها ‌خواستند همه‌چیز را ببینند و کنترل کنند و وقتی با مقاومت یا امتناع روبه‌رو می‌شدند، با سرخوردگی و خشونت واکنش نشان می‌دادند؛

پس بیایید به استعمار الجزایر توسط آنها بپردازیم، جایی که درس‌های زیادی آموخته می‌شود. فرانسوی‌ها چیزی بیش‌از زمین می‌خواستند، آنها می‌خواستند هویت را فتح کنند. یعنی تسخیر زمین و خیال. هدف آنها تسلیم و سرکوب بود. نیروهای استعماری فرانسه مراسم عمومی برگزار می‌کردند که در آن زنان الجزایری را به‌زور از باید حجاب را از خود جدا می‌کردند. آنها زنان مسلمان را تحقیر می‌کردند، مجبورشان می‌کردند با لباس‌های باز برای کارت پستال ژست بگیرند و این تصاویر را به عنوان نشانه‌ای از «ماموریت متمدن‌سازیِ» خود به فرانسه می‌فرستادند. این یعنی نشانه‌ای از فتح آنها  بر سر زمین‌ها و بدن‌ها.

نیروهای اشغالگر که با تمام توانِ روانی و تبلیغاتی خود بر پوشش زنان الجزایری متمرکز شده بودند، طبیعی بود که در بعضی موارد به نتایجی هم برسند. به این ترتیب، گاه‌وبی‌گاه زنی را به‌اصطلاح «نجات می‌دادند» و به شکلی نمادین، حجاب از سرش برمی‌داشتند.

اما این چه «تمدنی» است وقتی با خشونت، ظلم و زورگویی تعریف می‌شود؟ جالب آن‌که دقیقاً همان اتهاماتی را که علیه اسلام و مسلمانان مطرح کرده‌اند، در عمل بازتولید می‌کنند. این‌جا ماجرا فقط تناقض نیست؛ یک جابه‌جاییِ آگاهانه است: متهم‌کنندگان، خود گناهکارند و با همین رفتار، طرز فکر عجیب، چهره‌ی تبعیض‌آلود و عقب‌مانده‌ی خود را آشکار می‌کنند.

آنچه نیروهای فرانسوی انتظارش را نداشتند، واکنشی بود که با آن روبه‌رو شدند. «نجات دادن»، چیزی جز سرپیچی و ایستادگی درپی نداشت. هرچه بیشتر می‌کوشیدند زنان را از پوشش‌شان محروم کنند، زنان الجزایری بیشتر به آن پایبند می‌شدند. حجاب، اعلامِ روشنِ امتناع از همانندسازی بود؛ ردّی صریح بر «برتریِ» ادعاییِ آنان. فرانسوی‌ها آن زمان نفهمیدند (و به‌نوعی هنوز هم نمی‌فهمند) که مسئله حجاب نبود. مسئله، ذهنیت استعمارگرانه‌ی آنها است. حجاب و پوشش، امتناع آشکار از ادغام شدن، رد به اصطلاح برتری آنها بود. فرانسوی‌ها در آن زمان نتوانستند بفهمند که حجاب مشکل نیست. مشکل، طرز فکر استعماری بود و هست.

این دلبستگی دولت‌های استعمارگر به الجزایر پایان نیافت، بلکه صرفاً تکامل یافت. برداشتن حجاب یک عمل تجاوز شخصیِ منفرد نبود؛ بلکه بخشی از یک استراتژی استعماری گسترده‌تر برای تحقیر و حذف زنان مسلمان و خود اسلام بود. تلاش‌هایی که نیروهای استعماری برای کنترل زنان مسلمان انجام دادند، نشان‌دهنده‌ی یک دلبستگی منحرف است که تا به امروز نیز ادامه دارد.

سخنان فانون امروز هم همان اثری را دارد که در سال ۱۹۵۹ داشت: «اروپایی وقتی با زن الجزایری روبه‌رو می‌شود، می‌خواهد او را ببیند. در برابر این محدود شدنِ نگاه و ادراک خودش، واکنشی تهاجمی نشان می‌دهد. اینجا هم، ناکامی و پرخاشگری هم‌زمان و پا‌به‌پا رشد می‌کنند.»

انحراف و کژروی‌شان چیزی است که نمی‌توانم درکش کنم. آن میلِ سوزان برای دیدن و خشمِ فورانی‌ای که وقتی نمی‌توانند ببینند دنبالش می‌آید از فهم من بیرون است. نمی‌توانم پا به ذهنِ یک استعمارگر بگذارم تا این بیماریِ جانکاهی را که دل و روح‌شان را مُهر و موم کرده معنا کنم. این حد از زورگویی و تعرض را هرگز نخواهم فهمید.

دولت فرانسه هنوز هم با همان شور و اشتیاقی که سربازانش زمانی در خیابان‌های الجزیره و قهرمان مرعش اعمال می‌کردند، نحوه‌ی پوشش زنان مسلمان را کنترل می‌کند. این وسواس همچنان پابرجاست، فقط روش‌ها تغییر کرده‌اند.

در سال ۲۰۰۴، حجاب را در مدارس دولتی ممنوع کردند. در سال ۲۰۰۷، حجاب را در خدمات عمومی ممنوع کردند. در سال ۲۰۱۰، نقاب را در فضاهای عمومی ممنوع کردند. در سال ۲۰۲۳، عبایه را در مدارس ممنوع کردند و حجاب را برای ورزشکاران فرانسوی ممنوع کردند. هربار توجیه آنها یکسان است: سکولاریسم، برابری و آزادی. اما بیایید آن را همانطور که واقعاً هستند بنامیم: یک طرز فکر استعماری که خود را به‌عنوان ارزش‌های مترقی پنهان می‌کند.

چه نوع برابری زنان را از مشارکت در زندگی عمومی محروم می‌کند، مگر اینکه آنها با استانداردهای تحمیلی دولت برای دیده شدن مطابقت داشته باشند؟ هرچند سال یکبار جنجال جدیدی پدیدار می‌شود و همان بحث را دوباره شعله‌ور می‌کند. چه دختران مدرسه‌ای از کلاس‌های درس منع می‌شوند، چه ورزشکارانی را کنار گذاشته‌اند، یا چه بسیار زنانی که در خیابان‌ها مورد حمله قرار گرفته‌اند، این ممنوعیت‌ها زنان مسلمان را به حاشیه می‌راند، اما همچنین مردم را جسور می‌کند تا به شیوه‌های کینه‌توزانه عمل کنند. حجاب نمایانگر استقلالی است که فرانسه هرگز نتوانسته آن را تحمل کند. زنان مسلمان هرگز نیازی به رهایی نداشته‌اند، این ذهن‌های استعماری هستند که نیاز به رهایی دارند.

اگرچه من بر فرانسه تمرکز می‌کنم، اما این موضوع محدود به فرانسوی‌ها نیست. وسواس حجاب در تمام جهان غرب دیده می‌شود. زنان مسلمان به‌طور مداوم به‌عنوان چهره‌های بی‌صدا، که توسط همتایان و جوامع خود سرکوب می‌شوند، به تصویر کشیده می‌شوند. اما سرکوب واقعی در خود جامعه غربی نهفته است. آنها می‌گویند آزاد. اما این آزادی کجاست وقتی زنی می‌خواهد خود را بپوشاند؟ آنها مدت‌هاست که خود را به‌عنوان خاستگاه ارزش‌هایی مانند برابری و آزادی معرفی کرده‌اند، اما رد حجاب توسط آنها تنها گزینشی بودن سکولاریسم آنها را آشکار می‌کند. نقص مهلک غرب در این فرض نهفته است که همه زنان مسلمان مجبور به پوشیدن حجاب شده‌اند و همه زنان مسلمان سرکوب شده‌اند و نیاز به «آزاد شدن» دارند.

هیچ اشکالی ندارد که شخصاً یک زن مسلمان را در پوشش خود افراطی بدانیم. هیچ اشکالی ندارد که آن را «بیش‌ازحد» بدانیم. مشکل زمانی نهفته است که این دیدگاه‌های شخصی به دیگران تحمیل می‌شود و آزادی انتخاب آنها را سلب می‌کند. مسئله واقعی خود حجاب نیست، بلکه چیزی است که آن را نشان می‌دهد: جایگزینی برای مدل غربی زنانگی. غرب با رد حجاب، ناخواسته ناامنی‌ها و تناقضات خود را آشکار می‌کند. ادعا می‌کند که مدافع آزادی است، در حالی که آزادی انتخاب مسیر خود را از زنان مسلمان سلب می‌کند.

چنان‌که فانون اشاره می‌کند: «حجاب محافظت می‌کند، اطمینان می‌دهد، و مصون نگه می‌دارد. برای آن‌که اهمیت حجاب را برای بدنِ زن درک کرد، باید اعترافاتِ زنان الجزایری را شنیده یا محتوای رؤیاهای برخی زنانی را که تازه حجاب از سر برداشته‌اند تحلیل کرد. زنِ بی‌حجاب این احساس را دارد که بدنش تکه‌تکه شده و به حال خود رها گشته است؛ اندام‌ها گویی بی‌انتها کش می‌آیند.»

پروژه استعماری فرانسه بر اساس افسانه‌ی «تمدن» بنا شده بود – این ایده که آنها زنان مسلمان را از جوامع خود، مردان خود و حتی انتخاب‌های خودشان نجات می‌دهند. اما همانطور که فانون مشاهده کرد. جامعه الجزایر نشان می‌دهد که آن جامعه بدون زنی که به طور قانع‌کننده‌ای توصیف شده بود، نیست. زنان مسلمان همیشه عامل زندگی خود بوده‌اند، حتی، و به‌ویژه، زمانی که فرانسوی‌ها سعی کردند استقلال آنها را سلب کنند.

تاریخ با صدای بلند طنین‌انداز می‌شود و پیام واضح است: مشکل هرگز حجاب نبود. آن زمان فرانسه بود و اکنون نیز فرانسه است. تا زمانی که با این حقیقت روبرو نشود، وسواس آن نسبت به زنان مسلمان نه تنها ظلم به آنها، بلکه ظلم به خودش را آشکار خواهد کرد.

چرا چادری‌ها همه شبیه هم‌اند؟
مقاومت علیه بزک
نگرانی ساختگی دونالد ترامپ در مورد زنان
برچسب ها:استعمارحجابفرانسه
مقاله قبلی جهان امروز به زنان خشمگین‌تری نیاز دارد
مقاله بعدی چادر، کافه و توئیتر سابق
نظر بدهید نظر بدهید

Leave a Review لغو پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

لطفا یک امتیاز انتخاب کنید!

آخرین مطالب

به‌نام زنان به‌کام جنگ
ترجمه
ژوئن 17, 2026
چادر، کافه و توئیتر سابق
نقد مقاله
ژوئن 7, 2026
جهان امروز به زنان خشمگین‌تری نیاز دارد
ترجمه
می 30, 2026
پای قانون جمعیت کجا می‌لنگد؟
جمعیت
می 27, 2026
رنگ رخسار خبر می‌دهد
امنیت
می 20, 2026
بودن کافی نیست، مهم این است چه کسی از ماندن شما حمایت کند
ترجمه
می 16, 2026
© همه حقوق به دفتر مطالعات جنسیت و جامعه و مجلۀ اقلیما تعلق دارد
Welcome Back!

Sign in to your account

Username or Email Address
Password

رمز عبور خود را فراموش کرده اید؟