در حالی که در خانواده، برای هر یک از زن و مرد حقوقی در برابر تکالیفی وجود دارد، اما این توازن حقوق و تکالیف در مورد زن، بهویژه به سبب نقش مادری، صورتی عمیقتر و سنگین تر پیدا میکند. فرزندآوری یکی از نقاط ثقل زندگی خانوادگی است که در آن، توجه کانونی خانواده ناگزیر متوجه زن میشود.
در تأیید این مدعا رهبرشهید بر این حدیث تأکید فرمودهاند:
مردی به حضور رسول گرامی اسلام صلی الله علیه و آله آمده و عرضه داشت: ای رسول خدا! به کدامیک از بستگانم نیکی کنم؟ فرمود: به مادرت. مرد پرسید: بعد از آن؟ فرمود: به مادرت. برای بار سوم پرسید: پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمود: مادرت. در نوبت چهارم حضرت فرمود: به پدرت نیکی کن!
زن بهطور طبیعی و فطری میل به فرزندآوری دارد؛ میل او تنها به تولید مثل فروکاسته نمیشود، بلکه با انگیزههایی چون تربیت نسلی، پیوند عاطفی، با نوعی توسعۀ وجودی و هویتی همراه است. به ویژه با توجه به شرایط امروز و در پرتو بحران جمعیت و دعوتهای رهبری برای فرزندآوری، این تجربه میتواند برای بسیاری از زنان صورتی معنوی و جهادی پیدا کند که در نهایت منجر به تولید قدرت برای جبهه حق باشد رسالتی که مادران غزه در شرایط قحطی و بدون هیچ گونه تسهیلات فرزندآوری! به طور اعجاب برانگیزی پیگیری میکنند.
فرزندآوری یک تصمیم فردیِ صرف نیست، بلکه تصمیمی تعاملی و مشترک میان زن و مرد است. تحقق آن، وظایف متفاوتی را بر دوش هر یک میگذارد:
از یکسو، تأمین هزینههای اقتصادی و معیشتی؛ و از سوی دیگر، فراهم کردن بسترهایی برای شکوفایی استعداد و هویت زنانه در کنار مادری، بدون آنکه سایر ابعاد هویت او ــ فردی، علمی، اجتماعی و… ــ به تعلیق درآیند. قوامبخشی به این هویت فطری و طبیعی در زن، از جمله وظایفی است که متوجه مرد خانواده است.
این نگاه، در برابر نگاه جنسیتزدهای قرار میگیرد که نقطۀ کانونی فرزندآوری را متوجه مردان میداند و آنان را تصمیمگیر نهایی و مؤثر در فرزندآوری تلقی میکند، در حالی که از زنان تصویری ترحمآمیز میسازد: زنانی که گویا نه بر بدن خود کنترل دارند و نه بر تصمیم بر مادری، و صرفاً در این نقش اسیر و بیاختیارند. در این تصویر، مادری به معنای «معلق ماندن» زن کنار فرزند فهم میشود؛ نه به مثابه یک کنش زنده، معنادار و وجودی.
این نگاه مکانیکی به مادری، از درک این حقیقت عاجز است که رشد سایر ابعاد هویتی زن، در کنار مادری، نه فقط ممکن بلکه ضروری است. اگر فرزند را امتداد وجودی مادر و پدر بدانیم و تربیت را نه امری فرمایشی، بلکه امری زیستی و وجودی تلقی کنیم، آنگاه نگرانیهایی که در اثر تأکید بر کیفیت حضور مادر، نسبت به «فدا شدن کمیت زمان حضور مادر» نزد فرزند، بوجود میآید، پاسخ داده میشود.
با این حال، مشکل اصلی قانون جمعیت دقیقاً آنجاست که بهجای فهم این لایههای وجودی و هویتی، میکوشد مسئله را با منطق جبران مافات¹ آن هم در بستر صرفا اقتصادی آن، حل کند. گویی اگر وام بدهیم، یارانه اضافه کنیم، زمین در نظر بگیریم، فرزندآوری نیز همانند یک تصمیم مصرفی یا سرمایهگذاری، خودبهخود افزایش مییابد. اما فرزندآوری از جنس خرید کالا نیست؛ از جنس تغییر یک جهان زیسته است. و هیچ جهان زیستهای را نمیتوان فقط با پول توضیح داد یا برانگیخت.
این سیاست، بهجای آنکه از معنای زنانۀ فرزندآوری آغاز کند، از منطق مردانهی تأمین معیشت آغاز میکند. در این منطق، فرزند بیش از آنکه «ثمرهی یک پیوند وجودی» باشد، به «بار اقتصادی» تبدیل میشود که باید سبکتر شود. اما زن، بهویژه در نسبت با مادری، بیش از پول به امنیت معنایی، هویتی و اجتماعی نیاز دارد.
زمانی زنان در طبیعتِ میل به فرزند آوری باقی میمانند که مطمئن باشند:
– مادری، هویت فردی و اجتماعی آنان را نمیبلعد؛
– فرزند داشتن او را از تحصیل، رشد، کار، و زندگی اجتماعی محروم نمیکند؛
– جامعه، مادر را فقط به چشم «ابزار تولید نسل» نمیبیند؛
– و پدر نیز صرفاً نانآور نیست، بلکه در ساختن بستر شکوفایی زن و فرزند مشارکت واقعی دارد.
بنابراین قانون جمعیت اگر بخواهد از درجا زدن بیرون بیاید، باید تصویر مادری را بهبود ببخشد:
1. زن را از موقعیت ابژهی جمعیت به سوژهی فرزندآوری ارتقا دهد؛
2. مادری را نه مانع رشد، بلکه یکی از اصلیترین صورتهای رشد معرفی کند؛
3. پدر را فقط تأمینکنندۀ مالی نبیند، بلکه شریک در شکوفایی هویت زن و فرزند بداند؛
4. حمایتهای اقتصادی را ذیل حمایتهای هویتی، فرهنگی و نهادی قرار دهد؛
5. به جای خریدن فرزندآوری، امکان زیستنِ معنادارِ مادری را فراهم کند.
این بهبود تصویر را میتوان در حال پیگیری دید و در صورتی تقویت میشود که وارد در ساختار شده و قانون در تقویت آن تنظیم شود و الا به سبب سلطه بیشتر ساختار بر گفتمان بر موجبات تضعیف آن دامن میزند.
فارغ از اشکالات فرمی و بروکراتیک اجرای قوانین و پرسش از کرامت محوری آن، برای تحلیل محتوای قانون جمعیت باید
رشد ۵۰ درصدی فرزندان سومو چهارم قمی را در کنار کاهش ۱۲ درصدی فرزندان اول و دوم در تعامل متقابل و بازی قدرت و تضعیف بین گفتمان و ساختار فهم کرد و الا تحلیلات بدون بررسی علمی و تنها با تکیه بر اطلاعات آماری و کمی سبب ادعای « رشد فرزندآوری به سبب قانون اختصاص زمین» میشود که ضمن عدم تکریم اراده جهادی خانواده برای فرزندآوری حامل نوعی کج فهمی است :
قانون باید به عنوان وظیفه ضروری حاکمیتی برای تسهیل فرزندآوری در خدمت بازتولید معنای فطری و طبیعی فرزند آوری قرار بگیرد نه در مسیر انحراف فرهنگی از آن که به گونهای معنای فرزند آوری را ضعیف و مادی کند که دیگر اختصاص زمین در ناکجاآباد که هیچ بلکه تسهیلات اقتصادی بیش از آن هم پاسخگو نباشد.
به مسئلهی لزوم افزایش جمعیت، گاه از منظر لزوم جبران کاستیهای ناشی از بعضی سیاستهای گذشته نگریسته میشود؛ ولی افزون بر آن، با پیگیری مجدّانهی سیاست صحیح و حتمی افزایش جمعیت، ملت بزرگ ایران قادر خواهد بود، در آینده نقشآفرینیهای بزرگ و جهشهایی راهبردی را تجربه کرده، قدمهای بلندی را در جهت خلق تمدن نوین ایران اسلامی بردارد.
رهبر سوم انقلاب ۴۰۵/۲/۲۹.

فرمودید “فارغ از اشکالات بروکراتیک، برای تحلیل محتوای قانون جمعیت باید رشد ۵۰ درصدی فرزندان سومو چهارم را در کنار کاهش ۱۲ درصدی فرزندان اول و دوم در تعاملِ «بازی قدرت و تضعیف بین گفتمان و ساختار» فهم کرد.”
این موضوع دیگه صادق نیست الحمدلله و قراره منقرض بشیم.
“دبیر ستاد ملی جمعیت در بخش دیگری از سخنان خود به تحلیل دقیق مرتبه فرزندان متولد شده در سال ۱۴۰۴ نسبت به سال ۱۴۰۳ پرداخت: فرزند اول: با کاهش ۲۸ هزار و ۶۹۸ مورد، افت ۸.۱ درصدی را تجربه کرده است، فرزند دوم: با کاهش ۴۰ هزار و ۳۷۱ مورد، ۱۱.۳ درصد ریزش داشته است و فرزند سوم: علیرغم تمرکز مشوقهای قانونی (زمین و خودرو) بر این بخش، تولد فرزند سوم در سال ۱۴۰۴ با کاهش حدود ۱۰ درصدی (۱۶ هزار و ۷۲۰ مورد ریزش نسبت به سال قبل) مواجه شده است و فرزند چهارم و پنجم: در این بخش شاهد نوسان اندک بودیم؛ به طوری که فرزند چهارم ۳.۷ درصد کاهش و فرزند پنجم افزایشی جزئی (۸۴۰ مورد) داشته است که تاثیر محسوسی بر نرخ باروری کل (TFR) ندارد.”
بس کنید دیگه چرا یه روح پاک بیگناه رو این دنیا میارید. دست از سر آدمهای به دنیا نیامده برداریم. آرامش عدم رو به هم نزنیم. میخوام خر کسی که به مامانم توصیه کرد بچه به دنیا بیاره رو بگیرم بگم هان چیه؟ چی میخواستی بگی صدام میکردی؟
یکم دقت میکردین میدیدین که از نظر خدا هم به دنیا آمدن تنبیهه. خدا آدم و حوا رو از بهشت به عنوان تنبیه به دنیا آورد. بقیه چه اشتباهی کردن که باید تنبیه شن؟
دوما اگر کسی به دنیا بیاد احتمال داره عاقبت به جهنم بره ولی اگر نیاد چنین امکانی نیست. شما حق ندارید انسان دیگهای رو تو چنین ریسکی بذارین.
بالاترین افتخار جمهوری اسلامی هم تو عمر نکتبش همین نرخ باروری پایینشه. یه بار میگن فرزند کمتر زندگی بهتر یه بار میگن فرزند بیشتر زندگی بهتر. با خودتون چند چندین؟